تبلیغات
دفتر ۱۰۰ برگ - "طنز"یمات این هفته
دفتر ۱۰۰ برگ
... خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 توسط اشرفی

اول: در خبرها آمده بود که یک کاریکاتوریست به خاطر کشیدن کاریکاتور یک نماینده مجلس! به تحمل 25 ضربه شلاق محکوم شده است. خبر خوبی بود. دیگه شب ها می تونم راحت بخوابم. همه اش به فکر این بودم که با این شکل و شمایل فوتوژنیک قیافه چکنم؟ دیگه کسی جرأت نمیکنه پاپیچم بشه و کاریکاتورم را بکشه. دمار از روزگارش در میآرم. ممنونم از صادر کننده حکم مربوطه که نگرانیم را برطرف کرد. ای کاش قیمت هر شلاق را هم می گفتند تا بررسی کنیم که می صرفه کاریکاتور کسی را کشید یا نه؟ اگه قیمت خوبی داشته باشه، حاضریم با کارتونیست ها مذاکراتی داشته باشیم...

دوم: این رسانه های اجنبی و معاند همه اش دارند شایعه درست می کنند. روزی نیست که مردم از دست این ها راحت باشند. مثلاً شایعه کرده اند که یک دیپلمات ایرانی در برزیل، در یک استخر به قول اونها مختلط وارد شده و زبونم لال دستش خورده به چند تا جنس مؤنث. اولاً اینکه این اجنبی ها نمی دونند که آدم وقتی داخل آب شنا می کنه، لاجرم باید دست و پا بزند تا غرق نشه. حالا اومدیم در این دست و پا زدن دستش خورده به بچه مردم. این که دیگه الم شنگه نداره . ثانیاً این برداشت های غلط! همه اش از تفاوت های فرهنگی ناشی میشه. ولذا برای اینکه دیگه از این مسائل پیش نیاید، پیشنهاداتی به ذهن فدوی می رسه که با اجرای اونها، مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی کوبیده خواهد شد:

1.       برای همه دیپلمات ها و وابسته های ایرانی، قبل از اعزام به کشور مربوطه، نحوه شنا کردن در استخرهای مختلط را یادشون بدیم تا با فضای این جور جاها آشنا بشوند.

2.       با عقد یک سری تفاهم نامه با کشورهای دیگه، نسبت به ایجاد استخرهای خیلی بزرگ اقدام نمائیم تا این دوستان هنگام شنا کردن، مشکل برخورد با دیگران نداشته باشند.

3.       می تونیم بروشورها و یا بسته های فرهنگی! برای شناگران خارجی تهیه کرده و بین شون توزیع کنیم. و بهشون یادآوری کنیم که اگر در حین شنا، دست یا تنه دیپلمات های ما به اونها خورد، فکر بد نکنند. چون این مسئله ناشی از تفاوت های فرهنگی موجود است.

به نظرم با اجرای این پیشنهادات دیگه همچین مشکلی پیش نخواهد آمد و دهن این زورگویان از خدا بی خبر بسته خواهد شد.

سوم: یکی از مقامات ارشد دولت، اخیراً توصیه کرده اند که برای خرید به بازار نروید. توصیه خوبیست. من هم ضمن حمایت از این سخنان پیشنهاد می کنم که شما هم نروید. چون خودم هم نخواهم رفت. از چی می ترسید؟ می ترسید زنتون از خونه بیرونت کند؟ یا طلاق بگیرد؟ خب بکنه. زنت طلاق بگیره بهتر از اینه که اقتصاد مملکتو به هم بریزی. مگه گوشت نخوری چی میشه؟ هیچی نمیشه. خوبیش اینه که قانقاریا هم نمی گیری. یا اگه لباس نپوشی چی میشه؟ حداقل اش اینه که تو خونه میشینی و در امنیتی . کسی کیفتو نمی زنه، یا زیر ماشین نمی ری و هوای کثیف تنفس نمی کنی. تازه؛ پولهایت را پس انداز می کنی تا اگه زبونم لال سرتو گذاشتی زمین، ورثه محترم پول داشته باشن که کفن و دفنت کنند. خلاصه این کار منفعت هایی دارد که نگو و نپرس...

چهارم: هوا که گرم میشه، اولین جایی که داغ می کنه، کله مبارک است. و لذا نتیجه اش این میشه که دارین می بینید.....




طبقه بندی: عمومی، 
برچسب ها: دیپلمات ایرانی، 25 ضربه شلاق، خرید بازار،
درباره سایت
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ